تار و تـور و تیـر خــدا !!

چگونه نماز صبح بیدار شویم؟

از آیت‌الله بهجـــت ســـوال شد: چـــه کنیـــم تا نماز صبحمـــان قضا نشـــود؟ در پاســـخ فرمودند: کســـی که باقی نمازهــــــایش را در اول وقت بخوانـــد خـــــدا او را برای نماز صـــــبح بیدار خواهد کــــــرد...

یک توصیه عملی: «هی چه خبرت است؟!»

صحبتهای حاج میثم مطیعی (مداح اهل بیت) درباره آیت الله آقا مجتبی تهرانی؛

**********

یک توصیه عملی: «هی چه خبرت است؟!»

توصیه عملی ایشان در این رابطه این بود که آدم باید خودش، خودش را موعظه کند و به خودش بگوید : «هی چه خبرت است؟» این خودش سازنده است. به محض اینکه انسان کاری انجام می‌دهد که احساس می‌کند مؤثر است یا به نظرش جلوه می‌کند، همان موقع باید به خودش نهیب بزند.

**********

مسائل دنیوی را اشبه به بازیچه بدانید تا واقعیت

فرمودند مرحوم پدر من می‌گفتند «مواظب باش یابوی نفس برت ندارد»، بهترین چیز حدیث نفس است. بعد در ادامه فرمودند شما این مسائل دنیوی را اشبه به بازیچه بدانید تا واقعیت، که فریب نخورید. فرمودند من خودم گاهی با خودم حدیث نفس دارم. به خودم می‌گویم: برو دنبال کارت، خبری نیست، شلوغی‌های دور و برمان واقعیت ندارد.

**********

ماجرای فرمایش حضرت امام بعد از ارتحال آیت‌الله بروجردی

یک خاطره هم برای من تعریف کردند که ظاهراً چندین بار نقل کرده بودند. این خاطره را در افتتاحیه حوزه‌های علمیه تهران نیز نقل کردند و پخش هم شد. فرمودند که بعد از رحلت آیت‌الله بروجردی درس امام دوهفته تعطیل بود. بعد از دوهفته امام در جلسه اول درس شروع به نصیحت طلبه‌ها کردند. بالای قبر مرحوم بروجردی دو قطعه عکس زده بودند؛ یکی عکسی از تمثال آیت‌الله بروجردی در زمان زعامت و مرجعیت و عکس دیگر تصویر جنازه ایشان بود که مردم در حال تشییع آن بودند. امام فرمودند عکس اول اشاره به این دارد که آیت‌الله بروجردی در قطر عالم تشیع تک است.

حاج آقا مجتبی گفتند امام درست میگفتند؛ چون در مقابل ایشان هیچ مرجعی نبود. امام ادامه دادند عکس بعدی را نگاه کنید، آیت‌الله بروجردی را دارند با تجلیل و احترام می‌برند تا دفن کنند. سپس امام گفتند: حالا دومتر بیایید پایین‌تر، آقای بروجردی است و اعمالش! امام می‌گفتند فکر نکنید خبری است، شماها اگر خیلی بخواهید به جایی برسید، یکی مانند آقای بروجردی می‌شوید که الان با اعمالش تنها مانده است، بروید اعمالتان را درست کنید.

ماجرای علی گندابی

علی گندابی نام فردی بود که هر چند در بخشی از زندگی‌اش راه درستی را انتخاب نکرده بود ولی سرانجام محبت اهل بیت(ع) او را نجات داد.

علی نامی بود در همدان در محله گنــــداب در کنار مصلای فعلی همدان، معروف بود به علی گنــــــدابی.

شب اول محـــــــرم بــــــود

شیخ حسن رفته بود به یکی از دهات اطراف همدان برای روضه خوانی، هنگام برگشت قدری دیر کرده بود و درب دروازه شهر را بسته بودند. نه امکان برگشت به ده را داشت و نه صبر بر پشت دروازه، در زد، متوجه شد علی گنــــدابی در حال مستی قداره بسته پشت در مشغول داد و فریاد است. چاره ای نبود، مجدد در زد، در باز شد وقتی چشم علی گنــــــدابی به شیخ افتاد گفت آشیخ حسن این وقت شب اینجا چه میکنی؟

گفتم: رفته بودم ده روضه بخونم.
گفت: شما هم مسخره کردین هر روز روضه روضه روضه.

گفتم: علی امروز با همه وقتا فرق میکنه.
گفت: چه فرقی میکنه؟

گفتم: امشب شب اول محرمه. تا علی این را شنید با سر به در و دیوار کوبید و تکرار کرد، علی محرم آمد و تو مشروب خوردی.
ای بی‌حیا
!

پس از چند دقیقه رو به من کرد و گفت باید همین الان برام روضه بخونی. چون مست بود نمی خواستم براش روضه بخونم، اما هر چه کردم نشد. تهدید کرد. در آخر گفتم منبــــــر ندارم. دیدم خم شد و گفت بشین روی کمر من و بخون.

چاره ای نبود نشستم و شروع کردم به مقـــــدمه خواندن.
ناگهان با عصبانیت بلند شد و فریاد زد معطلم نکن مستقیم برو در خونه قمر منیر بنی هاشم ابوالفضل العباس(ع). بگو عــــــلی اومده. من هم شروع کردم
.

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد، سقای حسین سید و سالار نیامد

دیدم که هی بالا و پایین میرم، دقت کردم دیدم علی گنـــــدابی مست لایعقل داره به پهنای صورت اشک می‌ریزه و التماس می‌کنه..
.....

ادامه نوشته

جمله ای زیبا و تکان دهنده از امیرالمومنین، علی(ع)


 

در عجبم از مردمی که:
به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دور میشوند،
و غافل از آخرتی که روز به روز به آن نزدیک میشوند.

دو گروه که نماز آنها را لعن می کند

پندهای عرفانی و اخلاقی آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی؛


اهمیت نماز اول وقت

پس روزگاری می‌آید که مردم شکم‌هایشان خدایشان است، موقع نماز و وقت نماز به دنبال شکم هستند. الان نانوایی‌ها و رستوران‌ها چه خبر است؟ در خانه‌ها بعضی در حال ناهار خوردن هستند و فکر نماز نیستند.

کسانی که نماز را در اول وقت نمی‌خوانند نماز آنها را نفرین می‌کند و می‌گوید خدا تو را ضایع و خراب کند همان طور که تو مرا ضایع و خراب کردی.

به همین خاطر هم هست که این گونه افراد همیشه گرفتار هستند و می ‌گویند آقا من هر کار می‌کنیم نمی‌شود این کار، آن کار. این برای این است که نماز اول وقت نمی‌خوانی و پدر و مادر از دست تو ناراضی هستند.

از ملا می‌پرسند: چرا هر کار می‌کنیم کارمان به سامان نمی‌شود؟ [در جواب گفت] برای اینکه نماز اول وقت نمی‌خوانی و نماز هم نفرین‌تان می‌کند.

استاد ما مرحوم آقای برهان 65 سال پیش بر روی منبر می‌گفت و من هنوز یادم هست که می‌فرمود: آن کسی که نماز مغرب را آن قدر دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود چنین کسی ملعون است.

به همین خاطر هم بود که هنوز توی مأذنه گل دسته قم اذان می‌گفتند و وسط‌های اذان بود که آیت‌الله مرعشی نجفی به رکوع می‌رفتند، یعنی آن قدر نماز را زود شروع می‌کرد مبادا که ستاره به آسمان بیاید. صبح‌ها هم همین طور اگر کسی آن قدر نماز صبحش را دیر بخواند که آسمان دیگر ستاره‌ای نداشته باشد چنین کسی هم ملعون است.

بنابراین دو نفر ملعون هستند: اول آن کسی که آن قدر نماز مغرب را دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود و دوم آن کسی که آن قدر نماز صبح را دیر بخواند که ستاره‌ای در آسمان باقی نمانده باشد و نزدیک طلوع آفتاب باشد این دو نفر ملعون هستند یعنی از رحمت خدا به دور می‌باشند.

ما هر وقت جایی گیر می‌کنیم و اصطلاحا دم‌‌مان در تله‌ای گیر می‌کند می‌گوییم خدا. این شعر را استاد من شیخ اکبر برهان 62 سال پیش در مسجد لرزاده بر روی منبر می‌خواندند و من هنوز به یاد دارم که:


هر وقت که سرت به درد آید/ نالان شوی و سوی من آیی
چون دردسرت شفا بدادم/ یاغی شوی و دگر نیایی

ما هر وقت با خدا کار داریم خدا را صدا می‌زنیم چه قدر خوب است که وقتی هم که کاری نداریم بگوییم خدا.

توصیه رجبعلی خیاط در مورد نگاه به نامحرم

توصیه شیخ رجبعلی خیاط "رضوان الله علیه" در مورد نگاه به نامحرم؛ 

چشمت به نامحرم مي‌افتد، اگر خوشت نيايد كه مريضي!!
 
اما اگر خوشت آمد، فوراً چشمت را ببند و سرت را پايين بينداز
و بگو: يـــــا خير حبيب و محبوب... صل علی محمد و ال محمد
يعني: خدايا من تو را مي‌خواهم، اين‌ها چيه؟!،

اين‌ها دوست داشتني نيستند...
هر چه كه نپايد دلبستگي نشايد.

داستانک/ خداحافظ دنیا‏ ..

جورابش پاره بود.... 


وقت نماز جماعت حواسش به پشت سری اش بود

تا مبادا سوراخ جورابش را ببیند و آبرویش برود.

در همان حال به خودش گفت اگر یک جوراب سوراخ آبرو می برد،

خداوند ستار العیوب نمی بود اگر، چه می شد؟

بغضش گرفت؛ دیگر بیخیال جوراب پاره اش شد...

اگر کسی پرسید بگو...

دو توصيه ناب از استـــادِ آيت الله بهجت

آیت الله بهجت(ره):
آقای قاضی(ره) برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند.

چند قدم تا بهشت

چگونه لذت نماز را بچشیم؟

توصیه‌های آیت الله بهجت برای آن‌هایی که می‌خواهند لذت نماز را بچشند:

"این احساس لذت در نماز یک سری مقدمات خارج از نماز دارد و یک سری مقدمات در خود نماز. آن‌چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند.
 
معصیت روح را مکدر می‌کند و نورانیت دل را می‌برد. در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود. یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند و توجهش به غیر خدا مشغول نشود و اگر به طور غیر اختیاری توجهش به جایی منصرف شد به محض التفات پیدا کردن باید قلبش را از غیر خدا منصرف کند.
 
وقتی وارد نماز می‌شوید هنگام خواندن حمد و سوره به معنای آن توجه کنید تا ارتباط حفظ شود."

عذاب اخروی یک مرجع تقلید

یکی از استادان شیخ مرتضی آقا تهرانی نقل می کرد که در خواب، مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری رحمة الله را دیدم.


پرسیدم :
آیا شما در آن عالم عذاب هم می شوید؟ فرمود: یک عذاب دارم و آن این حسرت و غصه است که چرا بیشتر به یاد خدا نبودم. دلم برای آن لحظاتی می سوزد که به یاد خدا نبودم. این بزرگ ترین عذاب برای من است.

براستی چرا انسان تا زمانی که در این عالم به سر می برد، به یاد خدا و ذکر خدا توجه ندارد. باید بدانیم که اگر در این دنیا نتوانستیم خدا را یاد کنیم، در آن دنیا نیز فرصتی داده نمی شود. بیاییم در شبانه روز، فرصتی را به او اختصاص دهیم. در هنگام ظهر، اگر هم کاری داریم، به نماز اهمیت بیشتری دهیم، چون هیچ کاری مهم تر از نماز و ملاقات با خدا نیست. این کار اثر دیگری نیز دارد ؛ به ویژه برای کسانی که خانواده تشکیل داده اند، چرا که فرزندانشان نیز اهل نماز شده و برای نماز اهمیت قائل می شوند. یکی از علل بی توجهی فرزندان به نماز، این است که هنگام نماز هر یک از پدر و مادر به کاری مشغول اند و لذا فرزند می پندارد که شاید نماز اهمیت چندانی ندارد، والا اگر بزرگ تر ها به نماز بایستند، کودکان نیز می آیند.

آنچه می توان از شیطان آموخت

وقتی مقصد معبود باشد در مسیر رسیدن از شیطان هم می توان آموخت.

داستان حضرت نوح و لجاجت و سرسختی قومش در پذیرش نصایح و هدایت های او به سوی یکتاپرستی، آستین نوح را برای ساخت کشتی عظیم به فرمان خدا بالا برد. وقتی کار ساخت کشتی به پایان رسید به فرمان خداوند از هر حیوانی یک جفت به داخل کشتی برد الاغ از کشتی بیرون ماند هر چه نوح او را وادار کرد سوار نمی شد نوح خشمگین شد و گفت: سوار شو ای شیطان! شیطان این سخن نوح را شنید و خود را در پی الاغ آویزان کرد و داخل کشتی شد. کشتی به حرکت درآمده بود چشمان نوح در حالی به شیطان افتاد که به صدر کشتی نشسته بود. پرسید: چه کسی به تو اجازه سوار شدن داد؟ گفت: مگر تو نگفتی سوار شو ای شیطان... ای نوح تو بر من حقی داری و بر من نیکی کرده ای، می خواهم آن را جبران کنم. نوح پرسید آن خدمت چه بوده است؟

شیطان گفت: تو دعا کردی قومت به یک ساعت هلاک شوند، اگر تو این دعا را نمی کردی من حیران می ماندم از این که چگونه و با چه وسیله ای آن ها را گمراه و منحرف سازم و تو این زحمت مرا کم کردی. خداوند به نوح وحی کرد که سخن شیطان را گوش کن. نوح به شیطان گفت: آنچه را می خواستی بگویی بگو.

شیطان گفت: تو را از چند خصلت نهی می کنم،

اول این که از کبر پرهیز کن، زیرا اولین گناهی که نسبت به خداوند انجام شد همین کبر بود، چون پروردگار مرا مامور به سجده آدم کرد تکبر ورزیدم و از عالم ملکوت خارج شدم.

دوم این که از حرص دوری کن، زیرا خداوند تمام بهشت را برای پدرت آدم مباح گردانید و فقط او را از یک درخت نهی کرد اما حرص آدم او را واداشت تا از آن درخت بخورد و دید آنچه باید ببیند.

سوم این که هیچ گاه با زنی بیگانه و نامحرم تنها مباش، مگر این که سوم شخصی در آن جا باشد.

آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟

استاد سید عبدالله فاطمی نیا در جلسه‌ای با ذکر چند نکته اخلاقی و عرفانی فرمود: خدمت آیت الله بهاءالدینی رسیدم. گفتم آقا راز مقام و رتبه سید سکوت چه بود؟ آقا دست بالا آورد و اشاره به دهان کرد.

خدا شاهد است الان مردم خیلی دست کم گرفته‌اند آبرو بردن را.
 
ببینید؛ خدا چند گناه را نمی‌بخشد:

1- عمدا نماز نخواندن 2- به ناحق آدم کشتن  3- عقوق والدین  4- آبرو بردن

 
این گناهان اینقدر نحس هستند که صاحبانشان گاهی موفق به توبه نمی‌شوند. پسر یکی از بزرگان علما که در زمان خودش استادالعلما بود، برای من تعریف می‌کرد: «به پدرم گفتم پدر تو دریای علم هستی. اگر بنا باشد یک نصیحت به من بکنی چه می‌گویی؟ می‌گفت پدرم سرش را انداخت پایین. بعد سرش را بالا آورد و گفت آبروی کسی را نبر!» الان در زمان ما … هیئتی‌ها، مسجدی‌ها و مقدس‌ها آبرو می‌برند.

عزیز من اسلام می‌خواهد آبروی فرد حفظ شود. شما با این مشکل داری؟ دقت کنید که بعضی‌ها با زبانشان می‌روند جهنم.
 
روایت داریم که می‌فرماید اغلب جهنمی‌ها، جهنمی زبان هستند. فکر نکنید همه شراب می‌خورند و از دیوار مردم بالا می‌روند. یک مشت مومن مقدس را می‌آورند جهنم. ای آقا تو که همیشه هیأت بودی! مسجد بودی! بله. توی صفوف جماعت می نشینند آبرو می‌برند.

امیرالمومنین(ع) به حارث همدانی می‌فرماید: اگر هر چه را که می‌شنوی بگویی؛ دروغگو هستی.

گناهکار چند نوع است: عده‌ای گناه می‌کنند، بعد ناراحت و پشیمان می‌شوند؛ سوزوگداز دارند؛ توبه می‌کنند و هرگز فکر نمی‌کنند که روزی این توبه را بشکنند؛ اما دوباره می‌شکنند. دوباره، سه باره، ده باره. در حدیث داریم که این اگر در تمام توبه شکستن ها سوز و گداز واقعی داشته باشد، در نهایت بر شیطان پیروز می‌شود.

آقایان حیف تان نمی‌آید مادرها را اذیت می‌کنید؟ سید رضی جامع نهج البلاغه پس از مرگ مادرش گفت: «بعد از این با کدام دست بلاها را رد کنم؟» دست مادر که بالا می‌رود بلاها از شما دور می‌شود. حیف نیست سر یک چیز جزئی مادر را می‌رنجانید؟ از مجلس روضه برگشته مادر را می‌رنجاند، قبول باشد!

چگونه خواب امام زمان(عج) را ببینیم؟

شاگرد: استاد ، چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟
استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب
شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت.
شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم!‏
خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم
کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم!
در ساحل رودخانه ای مشغول
...
استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏؛‏
تشنه امام زمان(عج) بشو تا خواب امام زمان(عج) ببینی
..

در محضر بزرگان/ چند توصیه درباره آخرالزمان

در کتاب راهنماي سلوک به نقل از عالم رباني آيت ا... عبدالکريم حق شناس درباره آخرالزمان آمده است:

 * غربال شدن مردم در آخرالزمان مثل غربال شدن اصحاب حضرت امام حسين(ع) در شب عاشوراست.

 * از بس عمل به احکام دين اسلام نشده است، وقتى امام زمان (ع) تشريف مي آورند، ما فکر مي کنيم که دين جديد آورده اند!

* در آخرالزمان، عبادت ده جزء دارد که يکى از آن ها نگه داشتن زبان است و يکى ديگر هم وسعت ندادن معاشرت. البته نه اين که گوشه نشينى اختيار کنيد؛ بلکه در ميان مردم باشيد، ولى در همه جهات با مردم نباشيد.

اهمیت تهذيب نفس در قرآن

شهيد محراب حضرت آيت ا... دستغيب درباره اهميت خودسازي مي فرمايند:

«تهذيب نفس؛ يعني آزاد ساختن آن، نفس را از قيد هواها و هوس ها رهانيدن. به هيچ مطلبي در قرآن اين گونه تأکيد نشده، خداوند چهارده سوگند در سوره والشمس ياد مي فرمايد: «والشمس و ضحاها... قد افلح من زکاها...» از بس مهم است، به موجودات عظيم و مخلوق هاي بزرگ خودش سوگند ياد مي فرمايد؛ آن وقت مطلبش را بيان مي کند که: هر آينه رستگار شد کسي که تزکيه نفس کرد. سعادتمند است، حيات طيبه و تمام سعادت براي اوست در دنيا و آخرت! و واي بر کسي که نفسش را مهار نکند، بلکه او را رها ساخته تا به هر شهوتي روي آور شود، تا به جايي برسد که ديگر نتواند آن را لجام کند.»


برگرفته از کتاب «باران فيض»، صفحه ۳۹

می‌دانی پشتِ پرده عالم چه خبر است؟

شهيد محراب حضرت آيت ا... دستغيب مي فرمايند:

»
جمله مشهوري است منسوب به آقا اميرالمومنين علي (ع) که حضرت مي فرمايند: الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا (يعني مردم در خوابند؛ وقتي مردند بيدار مي‌شوند) خوابند يعني نمي فهمند، گيجند، همه‌اش سرشان در اوضاع زندگي دنياست، هيچ خبري ندارند پشت پرده چه خبر است. واقع امر چيست؟ تو مسافري، وطنت جاي ديگر است. تو را براي عالم ديگر خلق کرده اند. گفتار و رفتار تو کنترل مي شود. تمامش حساب دارد، هر که مي‌خواهي باش... «

برگرفته از کتاب «باران فيض»- صفحه ۳۷

نابينايان در دو جهان

آیه ۷۲ سوره إسراء :
وَ مَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلًا ؛
و هرکه در این جهان نابینا باشد در عالم آخرت نیز نابینا خواهد بود و بسی گمراه تر

 
*اگر آدمی در این عالم چشمی غیر از چشم ظاهر نیابد و بینای عالم درون نشود، وقتی مرگ این چشم‌های ظاهر را از او گرفت و به عالم دیگر که همان ساحت متعالی‌تر هستی است سفر کرد آنجا نابینا خواهد بود؛ و چنانکه در آیه دیگری آمده، شخص در آنجا با تعجب می‌پرسد که «خداوندا چرا مرا نابینا محشور کرده ای در حالی که من در عالم پیشین بینا بودم» (طه:125)

 
*البته در عالم پیشین نیز بینا نبوده زیرا انسان و سایر حیوانات درآن بینایی ظاهر شریکند و آن بینایی که خاص انسان است و حیوانات از آن بی خبرند باید به تدریج در این عالم حاصل شود و اگر عمر یکسره در خدمت آب و گل باشد و شخص قدمی از عرصه صورت به ساحت معنا نگذارد بدیهی است که برای آن ساحت برین چشمی کسب نکرده، بنابراین :

هرکه امروز نبیند به جهان طلعت دوست       غالب آن است که فرداش نباشد دیدار
سعدی

 
آن کس که بهشت را روی زمین نیافته، درآسمان نیز نخواهد یافت.
امیلی دیکنسن

 
*آن توانگر و آن صاحب مقام که کودک یتیمی را در خیابان به گدایی می‌بیند و بی توجه می‌گذرد نابیناست، زیرا گاو و گوسفند هم آن کودک را می‌بینند، چشمی دیگر باید آدمیزاد را. او کر و لال نیز هست، نه صدای کودک را می‌شنود و نه زبان دارد که او را به محبتی دعوت کند. بدین سبب است که فریاد های «هل من ناصر ینصرنی» بی جواب می‌ماند و سخن حق بر زبان نمی‌آید.

گریه "سلمان فارسی" هنگام وفات

هشتم صفر، مصادف با سالروز وفات سلمان فارسی است. هنگامی که این صحابی رسول خدا(ص) در سال 35 هجری در بستر مرگ قرار گرفته بود، شخصی به عیادتش آمد و سلمان را در حال گریستن مشاهده کرد. آن شخص پرسید: چرا گریه می کنی؛ در صورتیکه پیامبر، هنگام وفات، از تو راضی بود؟

سلمان پاسخ داد: به خدا سوگند گریه ام از ترس مرگ یا طمع به دنیا نیست؛ بلکه به خاطر توصیه پیامبر(ص) خداست که می فرمود "باید نصیب هر یک از شما از دنیا، همچون ره توشه یک مسافر باشد."

اینک من در حالی از دنیا می روم که این همه وسایل، پیرامون من است. (در حالیکه در کنار سلمان فقط یک کاسه و آفتابه بود(!

در محضر بزرگان / کليد سعادت دنيا و آخرت

عارف وارسته حضرت آيت ا... سيد علي قاضي درباره کليد سعادت دنيا و آخرت فرمودند:

 «تمام اين خرابي ها - که از جمله است وسواس و نداشتن طمانينه - از غفلت است و غفلت کمتر مرتبه اش غفلت از مرگ است و تخيل ماندن در دنيا، پس اگر مي خواهيد از جميع ترس و هراس و وسواس ايمن باشيد، دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاءا... تعالي باشيد و اين است گوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنيا و آخرت. «

جلوه هاي ملکوتي- ص۱۲۹

در محضر بزرگان/ مرگ و زندگی حقیقی


حضرت آيت ا... بهاءالديني درباره مرگ و زندگي حقيقي فرموده اند: « انسان عاقل در هر حرکتي از حرکات، مي تواند استفاده الهي کند، ولي ما همه را صرف شرور مي کنيم. جواني کجا رفت؟ عمر را کجا صرف کرده اي؟ اموال کجا مصرف شد؟ با آن وديعه الهي که خدا در شما قرار داده است، مي توانستي به مراتب انسانيت نايل شوي، به مراتب اوصيا و انبيا نايل شوي، نخواسته اي، دنبال هوي و هوس بوده اي. هرکس دنبال هوي برود، هلاک مي شود، همين جا مرده است.

منتهي نمي داند مرده است. خبر از حيات علمي، تقوايي و حيات انبيا ندارد. زبان و چشم و دستش را اصلاح نکرده است, مرده تقواست. از حيث تقوا و علم و عاقله مرده است... «الناس موتي» يعني همين جا مرده اند. وقتي بهره علمي و تقوايي و نوري ندارند، مرده اند
» .

چشمه سار معرفت -  ص134

داستانک/چگونه دنیا را به سخره بگیریم!؟

به رابعه عارف گفتند: از کجا مي آيي؟ گفت: از آن جهان.

گفتند: کجا خواهي رفت؟ گفت: بدان جهان.

گفتند: بدين جهان چه مي کني؟ گفت: ريشخندش مي کنم.

گفتند: چگونه؟ گفت: نان اين دنيا را مي خورم و براي آن دنيا کار مي کنم.

منطق الطير -  عطار

آیا مرد هم نامحرم مى شود؟!

حضرت علامه آیت الله حسن زاده آملی فرمودند:

سعى كنید با نامحرمان تماس نداشته باشید چه زن باشد و چه مرد!!

 

و وقتی با تعجب از ایشان پرسیده شده بود: آیا مرد هم نامحرم مى شود؟! فرموده بودند:
هر كس كه با خدا انس نداشته باشد، نامحرم است.

رابطه انسان و شیطان از زبان آیت‌الله جاودان

نكاتي اخلاقي از آیت‌الله جاودان از علمای اخلاق تهران:

در ساختمان اولیه انسان و شیطان، خداوند برای شیطان بر انسان سلطنت قرار نداده است؛ فقط می‌تواند از دور تو را صدا کند. جوابش را که دادی، مشکل شروع می‌شود!

آدم هر جوری بخواهد فکر بکند و هر قدر خود را آزاد بداند و آزادانه عمل کند، در اصل تحت ولایت خارجی است. حال این ولایت یا ولایت الهی است و یا ولایت شیطانی. هرگاه آدمی از تحت ولایت الهی بیرون بیاید، می‌رود تحت ولایت شیطان.

« وَ قَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ مَا کَانَ لِی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ »؛ و شیطان، هنگامى که کار تمام مى‌شود، مى‌گوید: «خداوند به شما وعده حق داد؛ و من به شما وعده(باطل) دادم، و تخلّف کردم! من بر شما تسلّطى نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنا بر این، مرا سرزنش نکنید؛ خود را سرزنش کنید!

« و قال الشیطانُ لمّا قـُضی الأمر » وقتی که همه چیز تمام شد تازه شیطان شروع می‌کند. بله وقتی که همه چیز تمام شد. وای از آن وقتی که همه چیز تمام می‌شود. یک بزرگی یک بزرگ دیگری را شب شنبه خواب دیده بود، گفت: آقا می‌خواهم بیایم پیش شما اما از نظر شخصیت اجتماعی نمی‌توانم. چون او صاحب عنوان و مقامی بود. آن آقایی که خوابشان را دیده بودند ایشان به آن فرد فرموده بود: همه چیز تمام شد. همه چیز تمام شد، یعنی چه؟ ایشان بیدار شد و فردا فهمید که صبح روز جمعه ایشان فوت کرده است.  ایشان شنبه خواب دیده همه چیز تمام شده است.

من مثلاً معلّمم، تمام می‌شود، آقا. وزیر است، تمام می‌شود، تاجر است، تمام می‌شود. هر چه و هر کسی که باشد برای او این دوره تمام می‌شود. دوره‌ای که من و شما خیال می کردیم سلطنت داریم، تمام می‌شود.

« و قال الشیطانُ لمّا قضیَ الأمر » وقتی همه چیز را تمام می کند. طرفین را می‌برند برای حسابرسی به دادگاه، او می‌گوید: «قال الشیطانُ إنّ الله وَعدَکم وعدَ الحق و وعدتـُکم» من به شما وعده کردم، صد تا وعده کردم، صدبار و هزاربار هرگناهی را که[پیشنهاد می کردم] و می‌رفتی می‌دیدی که این گونه نبوده. یک در باغ را باز کردم، می‌گفتم این در بهشت است بعد وقتی می‌رفتی می دیدی نه بهشتی در کار نبوده و نیست.

« و وعدتکم فأخلفتکم » من هم به شما وعده کرده بودم. وعده‌هایم هم اول شیرین به نظر می آید. بعداً معلوم می‌شود که نه خیلی هم شیرین نبود مثل پوسته قرص‌هایی که داخل آن خیلی تلخ است اما یک پوسته شیرین دارد.

« و ما کانَ لی علیکـُم بسُطان » من شیطان بر شما سلطنتی نداشتم. خدای متعال برای من سلطنت قرار نداده، بود مگر آنگاه که خود تو بخواهی. اگر خودت بخواهی سلطنت شیطان را، لازم نیست حتی پرچم هم بزنم در خانه‌ام خودتان می‌آیید. آنها که خیلی آزاد فکر می کنند و واقعاً فکر می کنند آزادند، خیالی بیش ندارند. آقا! همه‌اش سلطنت شیطان است. خودت خواستی. همان لحظه که آزادی را انتخاب کردی، ولایت شیطان را خواستی، رفتی زیر سلطنت شیطان.

« و ما کانَ لی علیکم بسُطان » در ساختمان اولیه انسان و شیطان، خداوند برای شیطان بر انسان سلطنت قرار نداده است. فقط می‌تواند از دور تو را صدا کند.  جوابش را که دادی مشکل شروع می‌شود « إلا أن دعَوتـُکم » من فقط شما را صدا کردم. «فاستجَبتم لی» جواب من را دادید. یک دری باز کردم، صدایتان کردم . آمدید داخل. آمدید داخل دیگر در بسته شد. « فلاتلومُونی و لومُوا أنفسَکم » به من چیزی نگویید. مرا ملامت نکنید، خودت می‌خواستی. این سلطان دروغین و آن سلطان واقعی، لحظه به لحظه مراقب شمایند اگر رها کنید مواظبت خودتان را نکنید آن طرفی(شیطان) شما را می‌برد. گاهی خیالی به آدم می‌رسد یک منظره‌ای جلوی چشم من عبور می‌کند؛ خیال را راه نده، اگر خیال را راه دهی، بعد قدم بعدی می‌آید و قدم به قدم بر تخت سلطنت ـ بر شما ـ می‌نشیند!

گناهی که بهتر از عبادت است!

یک لحظه با خودمان یواشکی به بحث بنشینیم و کمی بر رفتارمان دقیق شویم تا ببینیم چقدر کارهای زشت مان را یواشکی و زیر سبیلی رد می کنیم و اندک کار خیر را در بوق و کرنا کرده گوش جان مان را پر می کنیم و تا مدت ها از یادش ذوق مرگ می شویم و از عرش آسمان به دیگر زمینیان می نگریم که چرا اینان چون من نیستند؟؟!

 

امام صادق (علیه السلام) فرمود: راستى خدا میداند که گناه براى مۆمن بهتر است از عُجب و خودبینى، و اگر چنین نبود هرگز شخص مۆمن به گنهکارى گرفتار نمی‏شد.
 
گناهی که پشیمانی بیاورد بهتر از عبادتی است که غرور بیاورد؟

گاهی اوقات که یک کار خیر از ما سر می زند چنان غرق در شعف می شویم و قند در دلمان آب می شود که گویا شق القمر کرده ایم.

مرتب در ذهن مان مرور می کنیم که عجب کاری کردم، در حالی که من داشتم این کار بزرگ را انجام میدادم چقدر آدم ها که در غفلت نبوده اند، مثلا بعد از عمری خم می شویم و از گوشه خیابان زباله ای را از سر راه مردم بر می داریم، دیگر همه را به چشم یک سری انسان بی فرهنگ و بی تمدن می بینیم که اینقدر سرشان نمی شود چگونه رفتار کنند، و در ته دل مان خود را تحسین می کنیم که باز صد رحمت به من، و جالب اینجاست که اصلا فراموش می کنیم که بارها و بارها شده که خواسته یا ناخواسته از ما هم چنین رفتارهای ناشایستی سر زده  است و یک هزارم این همه تشویق و تمجیدی که از خودمان کردیم، خود را سرزنش نکرده ایم.

 یک لحظه با خودمان یواشکی به  بحث بنشینیم و کمی بر رفتارمان دقیق شویم تا ببینیم چقدر کارهای زشت مان را یواشکی و زیر سبیلی رد می کنیم و اندک کار خیر را در بوق و کرنا کرده گوش جان مان را پر می کنیم و تا مدت ها از یادش ذوق مرگ می شویم و از عرش آسمان به دیگر زمینیان می نگریم که چرا اینان چون من نیستند؟؟!

شبی که آن نماز شب با حس و حال را خواندم و روزی که روزه بودم و آن همه که برای مردم قدم خیر برداشتم این بی خبران کجا بودند؟

خدایی بنشینیم و کلاه مان را قاضی کنیم، چند بار آن نمازهای واجبی که به راحتی گذاشتیم قضا شد و هرگز قضایش را هم به جا نیاوردیم را در ذهن مان مرور کردیم  و شرمنده شدیم؟ چند بار آن همه غیبت و دروغ و تهمت را که چون نقل و نبات از زبان مبارکمان بارید را در ذهن مرور کردیم؟

از همه این حرف ها و توصیف احوالات مان گذشته باید گفت اصل بر بندگی و عبودیت است و با همین معیار می توانیم بفهمیم که کدام یک از این دو بهتر هستند. آیا عابدی که به خود مغرور شده، حالت فروتنی و تواضع بیشتری در مقابل پروردگار متعال دارد؟ یا کسی که مرتکب گناه شده و اکنون سخت پشیمان است و تصمیم به بندگی خدای متعال گرفته است؟ با همین معیار می توان حالت بهتر را فهمید. که در احادیث نیز بیان شده است: امام صادق (علیه السلام) فرمود: راستى خدا می داند که گناه براى مۆمن بهتر است از عُجب و خودبینى، و اگر چنین نبود هرگز شخص مۆمن به گنهکارى گرفتار نمیشد.[1]

امام صادق (علیه السلام)، فرمود: به راستى مردى گناه مى ‏کند و پشیمان مى‏ شود از آن، و کار خیرى می کند و از آن شاد مى ‏شود، و از آن حالِ ندامت و پشیمانى دور مى‏ افتد و اگر بر همان حالِ پشیمانى باشد، بهتر است برایش از این حالى که پیدا کرده است.[2]

امام صادق (علیه السلام) فرمود: دو مرد به مسجد رفتند، یکى عابد بود و یکى فاسق، از مسجد بدر آمدند، آن فاسق مقام صدّیق داشت و آن عابد، فاسق بود؛ و این براى آن است که عابد به مسجد رود و به عبادتِ خود می‏نازد و همه اندیشه ‏اش در این است و فکر فاسق و بدکار دنبال پشیمانى از کارِ بد و توبه است و از خدا عزوجل در باره هر چه گناه کرده است آمرزش مى ‏خواهد.[3]
ادامه نوشته

چند عدد قبری که خالی است..

علّامه طباطبایی(رحمة‌الله) می‌فرمایند:

اوایل جوانی در نجف‌اشرف بودیم، شخصی بود که به او می‌گفتند: «شیخ عبود». مردی با بصیرت بود. اغلب به قبرستان وادی السّلام سر می‌زد.

یک روز طلبه‌های جوان دور او را گرفتند و گفتند: چه خبر؟

گویا منتظر خبرهای عجیب و غریب بودند. آن مرد گفت: از این خبرهایی که شما می‌خواهید، نه، امّا خود یک خبر دارم.

چند عدد از قبرها را دیدم که خالی هستند.

از قبری پرسیدم: می‌گویند در قبر مار و مور و عقرب و جود دارد، ولی الآن که چیزی نیست؟ ناگاه شنیدم که قبر گفت: ای رفیق! ما که مار و مور نداریم.

شما آدم‌ها خودتان مار و مور می‌آورید. این‌ها اعمال خود شماست و هرگز نمی‌توانید از اعمالتان فرار کنید.

كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ
(آري) هر كس در گرو اعمال خويش است.

موعظه آیت الله نخودکی به اهل سلوک

شیخ حسنعلی نخودکی (رض) ، پیر طریقت و مراد سالكان و از علمای برجسته و عرفای به نام شیعه در توصیه ای خطاب به پیروانش فرمودند:


 .. اینكه انسان دو سه خواب ببیند، و یا وقت ذكر نورى مشاهده كند، به هیچ وجه مورد نظر حقیر نیست . عمده نظر در دو مطلب است : یكى غذاى حلال ، دوم توجه در نماز و اصلاح آن .

راز فریاد آیت‌الله بهجت(ره) هنگام سلام نماز

«تهران زندگی می‌کردم، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیت‌الله بهجت (ره) می‌خواندند را دیدم و لذت بردم.

تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیت‌الله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم، به قم رفتم، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه می‌شود، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامه‌ام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم.

یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح می‌رفتم قم نماز می‌خواندم و برمی‌گشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه می‌کرد که چرا از کار و زندگی می‌زنی و به قم می‌روی؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و

کم کم نسبت به فریادهای آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم، آخه چرا آقا فریاد می‌کشه؟ چرا داد می‌زنه؟ چرا با درد سلام می‌ده؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام‌های آقا سلام می‌دادم.



به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد می‌کشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران می‌خونم، این هفته هفته آخرمه

یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطه‌ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف می‌زدم، آقا اگر بهم نگی می‌رم هان! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان! تو همین افکار بودم که آیت‌الله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم، یعنی آقا فهمیده من چی می‌گفتم؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید؟

سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم می‌گفتم آقا چطور حرف‌های من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیت‌الله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز می‌خوانم، متعجب شدم، در بیداری اصلا نمی‌توانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول!

خوشحال بودم و پشت آقا نماز می‌خواندم، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره، تعجب کردم، باغ سر سبز و پر از میوه‌ای بود، خدای من این باغ کجا بوده؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم.

یعنی من خواب بودم؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود؟ به دلیل این درد آقا فریاد می‌کشید، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم می‌رفتم و سپس به تهران بازمی‌گشتم تا آقا رحلت کردند.«

این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیت‌الله العظمی بهجت (ره) بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد حضرت آیت‌الله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد.

منبع: فارس

هدیه‌ای که مرحوم نخودکی به امام خمینی داد

آیت الله ری شهری این خاطره را به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان آورده اند که در کتاب زمزم عرفان نیز نقل شده است.

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.

 

حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی )ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟ امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

 

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند: اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟ امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم. حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید »کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:  بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی. و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی. و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

 

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و بعد سه بار آیه مبارکه : وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛ (سوره طلاق آیه 2 و 3) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.) را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.

نمونه ای از امر به معروف بدون فعل آمرانه

مردی است به نام شقرانی (از یاران امام صادق علیه السلام)، حضرت اطلاع پیدا کرد او گاهی مرتکب کار حرام می شود. روزی به او فرمود:

" ای شقرانی، همانا کار نیکو هر کسی انجام دهد نیکو است و از تو نیکوتر است به خاطر منزلتی که در نزد ما داری و کار قبیح از هرکس صادر شود زشت است و از تو زشت تر " ..

همین چند جمله کوتاه که حضرت به کنایه فرمود باعث شد که شقرانی برای همیشه آن گناه را ترک کند .


 
سفینه البحار، ج 4، ص 467

منبع: وبلاگ مهتد

کدام نماز مورد قبول خداوند است؟

مرحوم آیت‌‌‌الله العظمی بهاء‌الدینی در پاسخ به پرسشی درباره شرایط نماز مقبول ویژگی‌های نماز و آثار معنوی آن را بیان کرده‌اند.

متن پرسش و پاسخ مرجع فقید و پارسای شیعه به این شرح است:

سوال: خواندن نماز در پنج وقت بهتر است يا جمع كردن بين آنها؟

آیت الله العظمی بهاءالدینی: اين موضوعات از جزیيات است و زياد مهم نيست، آنچه اصل است و روح نماز است، اين است كه اگر ديديد نماز شما مورد قبول است يا نه از اين جا تجربه كنيد كه اگر ديديد نماز شما جلو دروغ و فساد و منكرات را مى گيرد، بدانيد نماز شما مقبول است، كار نماز اين است، همان طور كه آتش مى سوزاند و آب خاموش مى كند، نماز هم انسان را از منكرات نجات مى دهد. آن زمانى كه انسان به فكر منكر افتاد اگر ديد نمازش مانع دروغ گفتن اوست، به او گفت تو كه نماز مى خوانى، عبادت خدا را مى كنى، اين كار را نكن ! و اين كار را نكرد، بداند نمازش مورد قبول است.

(اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ (۴۵ عنکبوت) در كلمات حضرت امير (ع) آمده است : «مثل الصلوه مثل الحمه على باب الرجل» (مثل نماز، مثل حمام در خانه است)، انسانى كه پنج مرتبه در شبانه روز حمام مى رود آيا بدن او آلوده است؟


اين نماز را هم اگر كسى آن گونه كه بايد آن را انجام دهد، روحش را از كثافات و معصيت‌ها تطهير مى كند، اگر ديديد از معاصى پاك شديد، دروغ نمى گوييد، خيانت نمى كنيد، كلك و حقه بازى را كنار گذاشتيد، بدانيد نماز خوانده ايد، وگرنه بدانيد معلق بازى كرده ايد، نماز نخوانده ايد.

آیا حضور در مراسم مذهبی، ریا و تظاهر است؟

حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در پاسخ به این سوال که  حضور در مراسم مذهبی، نوعی مطرح کردن خود است، آیا این کار، ریا و تظاهر نیست؟ پاسخ داده است:« اولا هر خودنمایی و تظاهری حرام نیست. زن و مرد که خود را برای یکدیگر آرایش می کنند، برای تظاهر است و همین تظاهر عبادت است.

سفارش اسلام به حضور در مسجد برای نماز نوعی تظاهر است، اما تظاهر برای تعظیم شعائر دینی.

عزاداری برای امام حسین(ع) با حضور در خیابان ها، تظاهری است که در آن عبادت نهفته است.

ثانیا شرکت بعضی افراد در مساجد و محافل، یک نوع تبلیغ و تشویق عملی برای دیگران است.اگز مسوولان به مسجد محله بروند،مردم عادی نیز خواهند آمد.

تظاهر و ریا آنجا حرام است که هدف، مطرح کردن خود باشد، نه مطرح کردن کار. یعنی اگر در جایی شرکت کنیم که نشان دهیم انسان نیکوکار و خوبی هستیم، این ریا حرام است،اما اگر هدف ما از حضور در مراسم این باشد که به مردم بگوییم: «من آمدم،شما هم بیایید»،این تبلیغ عملی است و حتی پاداش و ثواب دارد.»

چشم‌چران یعنی کسی که چشمش گاو است!

فلانی چشم چران است یعنی چشمش چوپان لازم دارد تا نزند به مزرعه مردم؛

استعاره در اصطلاح ادبیات، تشبیهی است که یک طرف آن حذف شده است و ما از روی سایر اجزای جمله، این حذف شدن را در می‌یابیم.

ذهن ما میان دو چیز رابطه شباهت می‌بیند و این رابطه در ذهنمان آنقدر قوی برقرار شده است که هنگام بیان کردن آن، نیازی به این که بگوییم الف شبیه ب است احساس نمی‌کنیم و به طور مستقیم فعل یا صفت یا کار ب را به الف نسبت می‌دهیم. به فرض وقتی می‌گوییم رنگش پرید، ناخودآگاه در ذهنمان رنگ رخساره آن شخص را پرنده‌ای فرض کرده‌ایم که ناگهان پرکشیده و رفته و این رنگ پریده را برای او باقی گذاشته است. یا وقتی می‌گوییم: صورتش از شادی شکفت، در ذهنمان بی آن که توجه داشته باشیم، ربطی و شباهتی میان گلی که می‌شکفد و رنگ تَر و تازه گلبرگهایش، شادی و شادمانی در بیننده ایجاد می‌کند با آن شخص که شادی در تمام خطوط رخسارش خود را نشان می‌دهد، برقرار کرده‌ایم. به این می‌گویند: «استعاره»

حال وقتی می‌گوییم فلانی چشم چران است همین ربط و پیوست و همین همانندی و شباهت میان چشم او و گاو و گوسفند و اسب و استر و اشتر و الاغ در ذهن ما به طور ناخودآگاه برقرار شده است. او که چشم چران است با چشمش نمی‌بیند بلکه چشمش را مثل خر و گاو و گوسفند، می‌چراند.

او برای چشم، برای دیدن و از آن مهمتر برای نگریستن یعنی به دقت و از سر اندیشه نگاه کردن ارزش قائل نیست و سطح چشمش را تا حد گاو و گوسفند پایین آورده است. می‌دانیم که گاو و گوسفند اگر مواظبشان نباشیم، ممکن است داخل مزرعه و باغ مردم بروند و باید چوپان یا گالشی بالای سرشان باشد یا سگ گله آنها را بپاید تا به زمین مردم نزنند و در ملک مردم بچرند.

حالا می‌بینیم که صفت چشم‌چران چقدر معنای استعاری دقیقی در خود نهفته دارد. چشم چران یعنی کسی که در پشت سر نگاه کردنش، هدفی وجود ندارد و این یک قاعده است که هرچه بی‌هدف باشد، به زودی زود، از مسیر خودش خارج می‌شود. به زودی آن که بی‌هدف به هرچه و هرکه چشم می‌اندازد، مثل آبی که به سوی مزرعه و باغ هدایت نشده باشد و برود به صحرا بریزد و باتلاق بشود، نگاهش به هرز می‌رود، به خاطر همین است که صفت هرزه چشم را هم برای این دسته آدمها به کار می‌بریم.

به انصاف، هر دو صفت چشم چران و هرزه چشم خوب به هدف زده‌اند.

دعای آقا مجتبی تهرانی هنگام تحویل سال

آیت‌الله مجتبی تهرانی از اساتید برجسته حوزه علمیه تهران است. شهرت این مجتهد ۷۸ ساله در برگزاری درس اخلاق است.

آیت‌الله تهرانی مشهور به «آقا مجتبی تهرانی» از اساتید برجسته اخلاق که بر تفکر و حسابرسی در لحظات آخر سال تأکید دارد،، معمولا در پایان جلسات خود دعای خاصی دارد که همین دعا را همه ساله در زمان تحویل سال نیز قرائت می‌کند.

متن این دعا به شرح زیر است:

أللّهُمَّ صلِّ عَلی مُحمَّدٍ و آلِ مُحَمِّد. أللّهُمَّ إنّا نَسألُکَ وَ نَدعُوکَ بِمُحمَّدٍ وَ عَلیٍّ وَ فاطِمةَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ صَلَواتُکَ عَلَیهِم وَ الائمّة المَعصُومِینَ مِن ذُریَّةِ الحُسَینِ عَلَیهِمُ السَّلامُ وَ بِاسمِکَ العَظیمِ الأَعظَمِ الأَعَزِّ الأَجَّلِّ الأَکرَمِ یَا اللهُ

أللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمِّد. أللَّهُمَّ اجعَلنَا مَعَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِی الدُّنیَا وَ الآخِرَةِ وَ تَوفَّنا عَلَی مِلَّتِهِم وَ ارزُقنَا شَفَاعَتَهُم وَ زِد فِی قُلوبِنَا مَحَبَّتَهُم وَ لَا تُفَرِّق بَینَنا وَ بَینَهُم أللّهُمَّ العَن أعدائَهُم.

أللّهُمَّ وَفِّقنَا لِمَا تُحِبُّ وَ تَرضَی. أللَّهُمَّ اقضِ حَوائِجَ المُؤمِنینَ وَ اشفِ مَرضَی المُسلِمینَ وَ أَدِّ دُیُونَهُم وَ سَلِّمِ المُسَافِرینَ مِنهُم وَ اغفِر لِمَوتَاهُم.

أللّهُمَّ اشغَلِ الظّالِمِینَ بِالظّالِمِینَ وَ اجعَلنَا مِن بَینِهِم سَالِمِین وَ احفَظ حُمَاةَ الدّینِ وَ أَیِّدِ المُرَوِّجِینَ وَ اجعَلنَا مِنهُم. أللّهُمَّ انصُرِ الإسلَامَ وَ أهلَهُ وَ اخذُلِ الکُفرَ وَ أهلَهُ.

أللّهُمَّ انصُر جُیُوشَ المُسلِمِینَ. أللّهُمَّ ارحَم زَعِیمَ المُسلِمِینَ. أللّهُمَّ أیِّد وَ سَدِّد قَائِدَ المُسلِمِینَ.

أللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. اللّهُمَّ عَجَّل لِوَلیِّکَ الفَرَجَ وَ العَافِیةَ وَ النَّصرَ وَ اجعَلنَا مِن أعوَانِهِ وَ أنصَارِهِ وَ شِیعَتِهِ. بِمَنِّکَ وَ جُودِکَ و کَرَمِکَ یَا أرحَمَ الرَّاحِمِینَ.

خواب امام زمان...

داستان کوتاه؛

شاگرد: استاد، چکار کنم که خواب امام زمان(عج) رو ببینم؟

استاد: شب یک غذای شور بخور،آب نخور و بخواب. شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد و برگشت.

شاگرد: استاد دیشب دائم خواب آب میدیدم!‏ خواب دیدم بر لب چاهی دارم آب مینوشم،کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم! در ساحل رودخانه ای مشغول...!

استاد فرمود: تشنه آب بودی خواب آب دیدی‏؛‏ تشنه امام زمان(عج) بشو تا خواب امام زمان(عج) ببینی...!

صلوات هم مداد است هم مداد پاک کن!

صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره‏ای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.

 

جلسه درس اخلاق آیت الله مجتبی آقاتهرانی پیرامون اهمیت و جایگاه صلوات؛

هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، صلوات هم نقش اثباتی دارد و نقش نفیی!

رُوِیَ عَن الحَسنَ بن عَلِیٍّ العَسکَری (صَلَواتُ اللهُ عَلَیهما) قالَ:« أَکْثِرُوا ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله وسلم)فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات‏» روایتی از امام عسکری (ع) منقول است که حضرت فرمودند: زیاد به یاد خدا باشید، « اَکثِرُوا ذِکرَ اللهِ تَعالی«

ذکر درونی و ذکر بیرونی

این ذکر(یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: « و ذِکْرَ الْمَوْتِ » و مرگ نیز فراموشت نشود، چون در این عبارت ذکر به معنای ذکر درونی است. ذکر در عبارت اوّل نیز به قرینه، به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می‌فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش، درونی بود؛ حضرت دو سفارش بیرونی هم فرموده اند. سوم: قرآن زیاد بخوانید « وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ ». تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی، نورانیّت می‌آورد. چهارم: زیاد درود بر پیامبر بفرستید، « وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِیِّ ». حضرت سفارشات قبل را بدون علّت فرمودند و فقط برای همین سفارش علّت فرمودند: « فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَات » چون صلوات بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) ده حسنه محسوب می‌شود.

مسأله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشاره ای می‌کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد و هم نقش محوی. اینکه حضرت می‌فرمایند: هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می‌شود، ده حسنه نوشته می‌شود، نقش اثباتی است. از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می‌فرمایند، نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.


صلوات و نقش نفیی آن

در روایت متعدّد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد، یعنی از یک طرف حسنه نوشته می‌شود از طرف دیگر، سیّئه‌ای هم پاک می‌شود، به تعبیر دیگر صلوات، دو چهره‌ای است؛ این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علّت دو چهره‏ای بودن او است. صلوات هم مداد است، هم مداد پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.

جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتّی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد، برایش ده حسنه می‌نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می‌فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می‌فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالا است و ما نمی‌دانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسکری (علیه السلام) سفارش به صلوات فرمودند.

بحارالأنوار ج ۷۵، ص ۳

چرا از مرگ می‌ترسیم؟

حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در پاسخ به این سوال که «چرا از مرگ می‌ترسیم؟» پاسخ دادند: راننده زمانی در جاده می ترسد که یا بنزین ندارد یا قاچاق حمل کرده یا اضافه سوار کرده یا با سرعت غیر مجاز رفته یا جاده را گم کرده یا در مقصد جایی را آماده نکرده و یا همراهانش نااهل باشند.

اگر انسان برای بعد از مرگ خود، زاد و توشه لازم را برداشته باشد، کار خلاف نکرده باشد، راه را بداند، در مقصد جایی را در نظر گرفته باشد و دوستانش افراد صالح باشند و حرکتش طبق مقررات و مجاز باشد، نگرانی نخواهد داشت.

ماجرای بخشش جعبه گز توسط امام (ره)

قسمتهایی از فرمایشات حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسات درسهایی از قرآن این هفته با موضوع «راه‌های دعوت به نماز» ؛

این واعظ مشهور در قسمتی از سخنانش گفتند: یک جعبه گز برای امام آوردند. ناقل این حرف آقای رحمانی است. یك وقتی آقای رحمانی نماینده‌ امام و مقام معظم رهبری بودند در نیروهای انتظامی. من از ایشان شنیدم. می‌گفت: یك جعبه گز آوردند گز خیلی خوبی بود. جعبه را باز كردند امام یك خرده را خورد فرمود: گز خوبی است. این را بروید به فلانی بدهید. حالا من معذور هستم اسم فلانی را در تلویزیون بگویم. یكی از آدم‌هایی بود كه اول با انقلاب بود، كم كم هم جدا شد و جزء لیبرال‌ها و روزنامه و خطش جدا شد. گفتند: آقا ایشان دیگر جزء جناح شما نیست. ضد انقلاب هم نمی‌گوییم هست. ولی انقلابی نیست و در خط شما نیست. گفت: حالا گز خوردن كه انقلاب نمی‌خواهد. گز خوب است بروید به او بدهید. اینها هی به هم نگاه كردند، امام گز را برای چه كسی می‌فرستد؟ ایشان خیلی سال است جدا شده است؟ گفتند: حالا شاید نظر امام برگردد. گفتند: آقا شما روی نظرت هستی؟ گفت: بله، بروید بدهید. گفتند: آقا جعبه‌ای كه درش باز شده، زشت است. یك جعبه در بست بدهید. گفت: همین را بروید بدهید و بگویید: فلانی مقداری از این گز خورد دید خوب است، خواست باقی‌اش را شما بخوری. اینها دیدند امام اصرار دارد رفتند در خانه‌ی آن آقا را زدند و پشت در آمد گفت بفرمایید! گفتند: والله جعبه‌ی گزی است، امام یك خرده‌اش را خورده، خیلی خوب بوده گفته: به فلانی بدهید. گفت: امام؟ من را گفت؟ اصلاً پشت در خانه خشكش زد این بنده خدا. آیه‌ی قرآن همین را می‌گوید. می‌گوید: یك كسی بدی می‌كند تو به خوبی جوابش را بده.

طلبه‌ای را سراغ دارم یك زمانی در یك روستایی رفت، مردم روستا گفتند: آقا ما آخوند نمی‌خواهیم. این طلبه گفت: شما مرا دوست ندارید، من شما را دوست دارم. من در مسجد می‌خوابم هیچ نیازی به شما ندارم. نمازم را هم در مسجد می‌خوانم، كسی آمد یك حدیث هم یادش می‌دهم. كسی هم نیامد به سلامت. بالاخره مقاومت كرد روز آخر همه شرمنده شدند. این تك زدن اخلاقی...


حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در قسمت دیگری از سخنان خود گفتند: باید یك تحولی در وضع مسجد پیدا شود. آدم نمی‌داند چه كند. مسجد ما باید جاذبه داشته باشد. ساختمان مسجد باید دلنواز باشد.

یك پسر برای من نوشته بود تا آخر عمرم مسجد نمی‌روم. به خاطر اینكه لباس شیك پوشیدم مسجد رفتم، یك خادم بد اخلاق گفت: این لباس‌های قرطی را پوشیدی مسجد آمدی؟ مگر اینجا عروسی عمه‌ات است؟ این چه لحنی است؟ این خادم را باید حذف كرد. خادم بداخلاق را باید حذف كرد.

خدا به پیغمبر می‌گوید: بداخلاق بودی مردم فرار می‌كردند، «لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك» (آل‌عمران/159) اگر تو بداخلاق بودی مردم فرار می‌كردند. اینكه مثل پروانه دور تو می‌گردند، اخلاق است.